در این مقاله به بررسی برخی از این آسیب ها از جمله نژادپرستی،شایعه افکنی و بدگمانی خواهیم پرداخت.
نژاد پرستی
در حدیثی از امام سجاد (علیه السلام) از مفهوم (عصبیّت) سؤال شد. آن حضرت فرمود: عصبیّت (که دارنده ی آن گناهکار است) آن است که شخص،بدی های قوم خود را بهتر از نیکی ها قوم دیگران بداند.
امام خمینی در مورد مفهوم عصبیّت چنین می گوید:
عصبیت یکی از اخلاق باطنه ی نفسانی است که آثار آن مدافعه کردن و حمایت نمودن از خویشاوندان و مطلقِ متعلّقان است،چه تعلّق دینی و مذهبی و مسلکی باشد یا تعلّق وطنی و آب و خاکی یا غیر آن،مثل تعلّق شغلی،استاد و شاگردی و جز اینها.
روشن است که (عصبیّت)،نوعی رذیله اخلاقی است که منظور از آن غلبه (خود و عشیره،یا هم مسلک و هم حزب) بر دیگران و رقبا است که آن هیچ نگاهی به واقعیت و کلام حق نیست و می تواند منشأ بسیاری از مفاسد اخلاقی شود و پایه های روابط اجتماعی را متزلزل کند و رقابت مخرب و اختلاف و تفرقه و دشمنی را در جامعه رواج دهد.
این صفت ناهنجار،خصیصه ی مردم دوران جاهلیت بود که از فرهنگ اسلامی به دور بودند. اما کسانی که زندگی خود را با فرهنگ و آرمان های دینی و نور هدایت الهی و اصول انسانی تطبیق می دهند و می دانند که باید از ناهنجاری های اخلاقی (فردی و اجتماعی) به دور باشند،بالطبع با جدیت تمام می کوشند تا این صفت زشت و ناپسند حتی به کمترین مقدار در آنان به وجود نیاید.
این افراد همواره از حق پیروی می کنند و همیشه طرفدار حقّانیت هستند.
عصبیت در آموزه های دینی و فرهنگ مترقی اسلام نیز شدیداً مورد نکوهش قرار گرفته است و آنان که این صفت زشت را دارند اهل دوزخ معرفی شده اند.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
مَنْ تَعَصَّبَ أوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَ الایمَانِ مِنْ عُنُقِهِ.
کسی که عصبیّت بورزد یا درباره او عصبیّت به خرج داده شود،ریسمان ایمان را از گردن خود برداشته است.
مَنْ تَعَصَّبَ عَصَبَهُ اللهُ بِعِصابَهٍ مِنْ نارٍ.
کسی که عصبیّت نشان دهد،خدا بر سر او بندی از آتش می بندد.
انسانی که نور ایمان وجودش را فرا گرفته و به حقایق جهان پی برده و فهمیده است که تنها وسیله ی برتری آدمی،ایمان و تقوا و ارتباط با عالم غیب و پروردگار عالمیان است. خوب می داند که با فاصله ای بسیار کوتاه تمام زر و زور،عشیره و قبیله،حسب و نسب- که ظهورشان در عالم مادی است- پاره می گردد و به آخر می رسد و تنها حسب و نسب روحانی که در تحت نظام ملکوتیِ الهی است در آن عالم ظهورش بیشتر و کمالش هویداتر است و آن هم در وجود محمد و آل محمد (صلّی الله علیه وآله وسلم) تجلی دارد.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
کُلُّ حَسَبٍ وَ نَسَبٍ مُنْقَطِعٌ یَوْمَ القِیامَهِ إلا حَسَبِی وَ نَسَبِی.
تمام حسب ها و نسب ها روز قیامت پاره گردد و به آخر رسد مگر حسب و نسب من.

شایعه پراکنی
از عوامل مهم ایجاد تفرقه و از جمله آسیب های اجتماعی که ضایعات فراوانی را در جامعه می تواند ایجاد کند،آلودگی شایعه و خبرسازی های غالباً غیر واقعی در میان مردم است. این ناهنجاری اجتماعی- خصوصاً در عصر کنونی به دلیل وجود دستگاه های ارتباطی مجهّز،که در کوتاه ترین زمان می توان مطلبی را در سطح بین المللی انتشار داد- در خبرسازی،دروغ پردازی،غیبت و نسبت های ناروا به دیگران،به ویژه در جوسازی های حزبی و گروهی در امور سیاسی بسیار مؤثر است.
از این رو مسلمانان باید دقت کنند تا دامن خود را به ناهنجاری های اخلاقی آلوده نسازند و تا وقتی از شنیده ای اطمینان پیدا نکرده اند،آن را بیان و تکرار نکنند. چه بسا شنیده هایی که هیچ واقعیتی ندارند.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه واله وسلم) در توصیه ی خود به ابوذر غفاری می فرماید:
کَفی بِالْمَرءِ کِذْباً أنْ یُحَدِّثَ بِکُلِّ ما یَسْمَعُ.
برای دروغگو بودن فرد همین بس که هر چه را شنیده است،بازگو کند.
از این جمله ی نوارانی پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) می توان دریافت که شایعه پراکنی از مصادیق دروغگویی است. در مواجهه با شایعات باید اندیشه کرد که آیا آن شایعه،اساسی دارد؟
پیش از نقل هر خبری باید در مورد درستی‌آن تحقیق کرد و از صحت و سقم آن اطمینان یافت. وانگهی ما در مورد بسیاری از شنیده ها حتی پس از تحقیق و اطمینان از واقعی بودنشان هم،مجاز به بیان و اشاعه آنها نیستیم زیرا غیبت کردن از دیگران حرام و حفظ آبروی مسلمانان از واجبات حتمی است.
آیا می دانید که خبرسازی و شیوع خبر در عصر حاضر بسیار ساده است و انکار آن در سطح جامعه غیرممکن،اما عقوبت وجدانی و اخلاقی اش برای شما ماندگار؟
آیا می دانید بسیاری از شنیده ها و شایعه ها توسط دشمن و منافقین،جهت ایجاد اختلاف بین گروه های اسلامی ساخته می شود؟
آیا می دانید بسیاری از شایعه ها به دنبال اهداف سیاسی و حزبی طراحی و در جامعه تزریق می شوند و از واقعیت به دور هستند؟
محمد بن فضل به حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) عرض کرد:
قربانت گردم! درباره یکی از برادران دینی خود خبری ناخوش را می شنوم و چون از او می پرسم انکار می کند حال آن که جمعی از اهل وثوق به من خبر داده اند.
حضرت فرمود: اگر پنجاه نفر هم نزد تو شهادت دهند،قول او را بپذیر و سخن آنها را قبول نکن و خبری را به ضرر وی شایع مکن که سبب خواری و ریختن آبروی او باشد و در نتیجه از کسانی باشی که خداوند درباره ی آنها می فرماید: کسانی که دوست دارند کار بد در میان مؤمنان شیوع یابد عذابی دردناک دارند.

مسخره کردن
قرآن می فرماید:
(یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَی أنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَی أنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ‌وَ لا تَلْمِزُوا أنْفُسَکُمْ وَ لا تَنَابَزُوا بِالألْقَابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الإیمَانِ وَ مَنْ یَتُبْ فَأولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ).
ای کسانی که ایمان آورده اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند،شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ونه زنان دیگران را،شاید آنان بهتر از اینان باشند؛و یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید. بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید،و آنها که توبه نکنند،ظالم و ستمگرند!
قرآن مجید در آیه ی فوق به شرح چند مورد از عواملی می پردازد که باعث نزاع و مخاصمه ی گروه ها در جامعه می شود. قرآن در زمینه ی مسایل اخلاقی و اجتماعی توصیه می کند که با قطع ریشه های این صفات ناپسند،به نزاع ها و درگیری های اجتماعی پایان داده شود.
الف) استهزاء
مرحوم علامه طباطبایی- مفسر بزرگ معاصر- (استهزاء) را این گونه تعریف می کند:
استهزا و مسخره کردن،عبارت است از این که،چیزی بگویی که با آن،کسی را حقیر و خوار بشماری،حال چه این که،چنین چیزی را به زبان بگویی و یا به این منظور اشاره کنی،و یا عملاً تقلید طرف را در آوری،به طوری که بینندگان و شنودندگان بالطبع از آن سخن و یا اشاره و تقلید بخندند.
قرآن به تمام اهل ایمان (زنان و مردان) توصیه می نماید که هرگز یکدیگر را مسخره نکنند،زیرا سرچشمه ی استهزاء همان حسّ خود برتر بینی و کبر و غرور است که عامل بسیاری از اختلافات شدید و جنگ های خونین در طول تاریخ بوده است.
هیچ کس نباید خود را برتر از دیگری بداند زیرا هیچ کدام از امور مادّی (فردی،قبیله ای،خانواداگی) ملاک برتری انسان بر دیگری نیست بلکه معیار ارزش در پیشگاه خداوند متعال (تقوا) است و این بستگی به پاکی قلب و نیّت و تواضع و اخلاق و ادب انسانها دارد.
در سخنان معصومین (علیهم السلام) از کسانی که مؤمنان را تحقیر و تمسخر می کنند به بدی یاد شده است. در این روایات به اهل ایمان گوشزد می شود،آنان که در پی استهزا و عیب جویی برای مسلمانان دیگر هستند جزای سنگین اخروی در انتظار آنان است و در روز قیامت،گرفتار عذاب و شکنجه خواهند شد و همان گونه که در این دنیا مؤمنان را مسخره می کردند و می خندیدند،در روز قیامت اهل ایمان بر آنها می خندیدند.
از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) نقل است که فرمود:
إنَّ الْمُسْتَهزِئینَ بِالنَّاسِ یُفْتَحُ لِأحَدِهِمْ بابٌ مِنش الجَنَّهِ فَیُقَالُ هَلُمّ هَلُمَّ فیَجیء بِکَرْبِهِ وَ غَمِّهِ فَإذَا أتَاهُ اغْلِقَ دونَهُ ثُمَّ یُفْتَحُ لَهُ بابٌ آخَرٌ فَیُقَالُ هَلُمَّ هَلُمَّ‌فَیَحی ءُ‌بِکَربِهِ وَ غَمِّهِ فَإذَا أتَاهُ اُغْلِقَ دونَهُ فَما یَزالُ کَذلِکَ حَتَّی انَّ الرَّجُلَ لِیُفْتَحُ لَهُ الْبابُ فَیُقَالُ لَهُ هَلُمَّ هَلُمَّ فَلا یَأتیهِ.
در روز قیامت کسانی را که در دنیا مردم را مسخره می کرده اند می آورند و دری از بهشت به روی آنان می گشایند و به آنها می گویند: (بیایید،بیایید). آنها با آن همه سختی و ناراحتی به پیش می آیند و همین که نزدیک در بهشت می شوند در به روی انها بسته می شود. سپس درِ دیگری به روی آنها باز می شود و گفته می شود: (بشتابید،بشتابید). این بار نیز آنها با ناراحتی حرکت می کنند و همین که نزدیک این در می روند،آن در نیز بسته می شود و همین طور این کار تکرار می گردد تا جایی که نا امید می شوند و سرانجام دیگر به سوی هیچ دری نمی روند. در اینجا مؤمنان که ساکن بهشت اند آنها را نظاره می کنند و به آنها می خندند.
همو می فرماید:
مَنْ أذَلَّ مُؤْمِناً أذَلَّهُ اللهُ.
کسی که مؤمنی را تحقیر کند خداوند اورا خوار و ذلیل خواهد کرد.
از جمله ناهنجاری های اجتماعی که متأسفانه رواج عمومی دارد و گریبان اهل ایمان را نیز گرفته و معمولاً جامعه از آن غافل است،عادت به مسخره کردن دیگران و یا انجام شوخی های تند- احیاناً با عنوان لطیفه یا جوک- از سوی مردم است که پیامدهای ناگواری از جمله ایجاد تفرقه و جدایی بین افراد و گروه ها را به همراه دارد و بعضاً به صورت اختلافات شدید و مزمن قومی،خود را در جامعه نشان می دهد.
البته داشتن طبع خوش و انجام مطالبه و مزاح های ملایم که موجب تضعیف و تحقیر شخص و یا گروهی نشود و در آن مراحل ادب و احترام و اخلاق مورد توجه قرار گرفته باشد، مورد تأیید اسلام است. اما در آنجا که شوخی از حد و مرز خود تجاوز کند و موجب بروز مشکلات اخلاقی و یا سبب رنجش برادر مسلمان گردد و وسیله سرزنش دیگران باشد،مورد نکوهش اسلام است و دستور به پرهیز از آن داده شده است؛زیرا شوخی های تند در واقع همان استهزا و عیب جویی است که موجب عداوت و دشمنی در میان افراد و گروه ها می شود.
امام صادق (علیه السلام) فرموده است:
اِیّاکُمْ وَالْمِزاحَ فَإنَّهُ یَذْهَبُ بِماءِ الْوَجْهِ.
از شوخی ناروا بپرهیزید که آبروی انسان را می برد.
حضرت علی (علیه السلام) نیز می فرماید:
اَلْمِزاحُ یُورِثُ الْعَداوَهَ.
مزاح باعث دشمنی می شود.
آیا بسیاری از آنچه به عنوان شوخی و یا جوک مطرح می کنیم موجب آزرده خاطر شدن گروه ها یا اصناف و طبقاتی از جامعه ی انسانی نمی شود؟ آیا تاکنون گفته های ما باعث دل شکستگی دیگران نشده است؟ آیا با سخنان بی مورد و مسخره آمیز با آبروی افراد بازی نکرده ایم و آیا به جای محبت به دیگران،افراد را به ناحق مورد سرزنش قرار نداده ایم؟ اگر این چنین بوده است،باید بدانیم که گناهان بزرگی مرتکب شده ایم و لازم است در پی علاج آن برآییم.
بنابراین کسانی که خود را به آداب انسانی ملزم می دانند و در تلاش برای آراسته شدن به فرهنگ و اخلاق محمّدی (صلّی الله علیه وآله وسلم) هستند و کرامت انسانی و آبروی مسلمان را کرامت خود و آبروی خود می شمارند،همیشه از خلق و خوی و ادب و سخن و کلام پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) و ائمه ی هدی (علیهم السلام) در سراسر زندگی درس معرفت می گیرند و آنها را سرمشق رفتار و گفتار خود در مواجهه با مردم قرار می دهند.
مرحوم فیض کاشانی در درمان این ناهنجاری اخلاقی گوید:
مقصود تو از استهزاء این است که دیگری را در نظر مردم خوار کنی و حال آن که خود را نزد خداوند و فرشتگان و پیامبران ذلیل و خوار کرده ای و اگر لحظه ای درباره حسرت روز قیامت و جنایت هایی که در دنیا انجام داده ای و به سرافکندگی و شرمساری روز محشر بیندیشی و رسوایی آن روز را در نظر بگیری که باید گناه کسانی را که مسخره کرده ای بر دوش نهی و وزر و وبال آنها را به گردن گیری و عذاب آنها را تحمل کنی و به سوی جهنم رانده شوی (اگر در این باره تفکر کنی) بی تردید این فکر،تو را از مسخره کردنِ دیگران و خوار نمودنِ آنان باز می دارد.
ب) عیب جویی
در مرحله ی دوم،آیه ی شریفه ی قرآن آفت اجتماعی دیگری را بیان می کند و آن این است که: همدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید.
(وَ لا تَلْمِزُوا أنْفُسَکُمْ).
دیگران را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید.
جالب است که قرآن مجید با تعبیر (أنْفُسَکُم) اشاره به وحدت و یکپارچگی مؤمنان دارد،یعنی همه ی مؤمنان به منزله ی نفس واحدی هستند و اگر از آنها عیب جویی کنید در واقع از خودتان عیب جویی کرده اید.
پیدا کردن عیوب دیگران،بازگو نمودن آن و به رخ دیگران کشیدن و احیاناً در میان افراد مطرح کردن را عیب جویی گویند و این عمل بسیار زشت که شخصی با جست و جو و پیدا کردن عیوب دیگران بخواهد افراد را تحقیر و به شخصیت آنان لطمه وارد نماید،صفت انسان های فاسدی است که از سجایای انسانی به دور هستند.
شک نیست که تمام افراد- به جز حضرات معصومین (علیهم السلام) – کمبودها و کاستی ها و عیوبی دارند و انسان مؤمن آن چنان است که به دنبال عیوب خود می گردد،می کوشد تا عیوب خودش راپیدا کند و در صدد زدودن آن عیوب باشد.
در حدیث شریف آمده است که اگر انسان درصدد اصلاح عیوب خود برآید و سرگرم برطرف کردن عیوب خود باشد،دیگر مجالی برای پرداختن به عیوب دیگران ندارد.
طُوبی لِمَنْ شَغَلَهُ عَیْبُهُ عَنْ عُیُوبِ النَّاسِ.
خوشا به حال آن که آن چنان مشغول عیوب خود باشد که فرصتی برای پرداختن به عیوب مردم پیدا نکند.
افرادی که از عیوب خود غافل اند و تنها در تکاپوی پیداکردن عیوب دیگران و خدشه دار نمودن آبروی دیگران هستند،باید بتوانند که خداوند تعالی آنها را رسوا خواهد کرد.
امام باقر (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) نقل می کند که فرمود:
یا مَعْشَرَ مَنْ أسْلَمَ بِلِسانِهِ وَ لَمْ یُسْلِمْ بِقَلْبِهِ لا تَتَّبِعُوا عَثَراتِ الْمُسلِمینَ فَإنَّهُ مَنْ تَتَّبَعَ عَثَراتِ الْمُسلِمینَ تَتَّبَعَ اللهُ عَثرَتَهُ وَ مَنْ تَتَّبَعَ اللهُ عَثْرَتَهُ یَفْضَحْهُ.
ای کسانی که به ظاهر اسلام آورده اید ولی اسلام در قلب شما رسوخ نکرده است! در جستجوی لغزش های مسلمانان نباشید (تا آنان را رسوا کنید) زیرا کسی که در مقام پیدا کردن خطاهای مردم باشد،خدا عیوب او را آشکار و وی را رسوا خواهد کرد.
البته لازم به یادآوری است که عیب جویی غیر از عیب زدایی است. عیب زدایی آن است که مؤمن با همه ی وجود از شخصیت و آبروی مؤمن دیگر که هم چون برادر اوست دفاع می کند.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
اَلْمُؤمِنُ مِرْآهُ الْمُؤمِنِ.
مؤمن آیینه ی مؤمن است.
از این رو وقتی فرد با ایمان،کاستی و یا عیبی را در دوست و برادر مؤمن خود مشاهده می کند،با کمال رفاقت و ادب و به صورت خصوصی عیب او را به وی تذکر می دهد تا این کاستی از او برطرف شود و این عمل را کاملاً از روی خیرخواهی و برادری و انسان دوستی انجام می دهد.
ج) القاب ناشایست
در مرحله ی سوم،قرآن مجید در آیه ی مورد بحث به یکی دیگر از آفت های اجتماعی که باعث ویرانی پایه های همدلی و وحدت در جامعه است،می پردازد:
(وَ لا تَنَابَزُوا بِالالْقَابِ)
با القاب زشت و ناپسند،یکدیگر را یاد نکنید.
بسیاری از افراد که از فرهنگ و اخلاق و ادب به دور هستند،اصرار دارند که برای دیگران القاب زشتی بگذارند و از این طریق آنها را تحقیر کنند،شخصیت افراد را بکوبند و یا احیاناً از آنها انتقام بگیرند.
اسلام این عمل زشت را صریحاً نهی کرده و گذاشتن هر گونه اسم یا لقب روی دیگران را که کوچک ترین مفهوم نامطلوبی داشته باشد و یا اهانت و تحقیر مسلمانی را به دنبال آوَرَد،ممنوع شمرده است.
در سیره ی پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) می خوانیم که آن حضرت مسلمانان را با نام و لقبِ خوش یاد می کرد و حتی اسامی بعضی از افراد را که احیاناً تحقیرآمیز بود،تغییر داد.
پس باید در زندگی مواظب بود که از سخنان نیش دار،القاب ناروا،کنایه های تحقیرآمیز،به کار گیری واژه های زشت که موجب ناراحتی و اذیت مردم می شود و به همراه آن اختلاف و جدایی و عداوت در جامعه رواج پیدا می کند،بر حذر باشیم.

بدگمانی
بدگمانی صفت رذیله و از اخلاق مکاران و حیله گران است و در مقابل خوش گمانی از اخلاق انبیای الهی است. اخبار زیادی درباره زیان های سوء ظن (زیان های فردی،اجتماعی،مادی و معنوی) وارد شده است. در روایات اسلامی همواره تأکید شده است که مسلمانان نباید به یکدیگر گمانِ بد ببرند بلکه آنان باید گفتار و کردار یکدیگر را حمل بر صحت کنند و از فعل و سخنی که از دیگران می بینند یا می شنوند برداشت سوء نداشته باشند.
خلاصه این که مطابق آداب و اخلاق اسلامی باید با عینک خوش بینی به جهان و به مردم نگریست تا از زندگی لذت برد،نه این که با بدگمانی و بدبینی،همیشه افسرده و ناراحت بود و پیوسته در پی تقاص و انتقام برآمد.
اِیََاکَ أنْ تُسیءَ الظَّنِّ فَاِنَّ‌ سُوءَ الظَّنِّ یُفسِدُ الْعِبادَهَ وَ یُعَظِّمُ الْوِزْرَ.
از گمان بد دوری کنید زیرا بدگمانی اثر عبادت را از بین می برد و گناهِ انسان را بزرگ می سازد.
سوء ظن عامل مهمی در جدا شدن جامعه و گسستن ریشه های انس و الفت میان مردم است. انسانی که سوء ظن دارد و با نگاه بدبینانه نظاره گر جامعه است، هیچ گاه نمی تواند در دل ها نفوذ کند و برای خود دوستان و همفکرانی داشته باشد.
از طرفی،اگر این صفت ناشایست در جامعه فراگیر شود و انسان ها به همدیگر بدبین باشند،آنجا است که زمینه ی اختلاف و عداوت بین آنها به وجود آمده است و هرکس با گروهی طرف مقابل خود را دشمن می دارد و احیاناً بر اثر سوء ظن ممکن است به گناهان دیگری از جمله غیبت،تهمت و... آلوده شود و نتایج زیانبار فردی و اجتماعی را به بار آورد.
امام علی (علیه السلام) می فرماید:
مَنْ غَلَبَ عَلَیْهِ سوءُ الظَّنِّ لَمْ یَتْرُکْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلیلٍ صُلْحاً.
هرکس بدگمانی بر او غلبه کند هرگونه صلح و صفا بین او و دوستانش از بین برود.
و همو فرمود:
مَنْ لَمْ یُحْسِنْ ظَنَّهُ استَوْحَشَ مِنْ کُلِّ أحَدٍ.
کسی که بدبین است از همه ی مردم وحشت دارد.
پس برماست که به جای سوء ظن به مردم،در مورد اعمال و رفتار و سخنان خود بدگمان باشیم و بکوشیم که خود را اصلاح کنیم و عملکرد خویش را زیر ذره بین قرار دهیم تا لغزش ها و کاستی های خود را بیابیم و برای رفع آن اقدام کنیم،چون سرچشمه ی بسیاری از بدگمانی های ما به دیگران در حبّ نفس،تکبر،خود برتر بینی و انتظارات بی موردی است که از دیگران داریم.
امام خمینی درباره معالجه ی نفس از تکبر و خود برتر بینی می گوید:
به خود با نظر خرده گیری بنگرد و به خود سوءظن پیدا کند،پس خودش در نظرش کوچک و خوار شود،و ذلت و افتقار نفس را دریابد و چون با این نظر همراه باشد با حسن ظن به دیگران و بزرگ شمردن مخلوقات خدا و مظاهر جمال و جلال حق تعالی،کم کم در نفس،یک حال تذلیل و سرافکندگی پیدا شود و خود را از دیگران کوچک تر شمارد.
سخن در این باب را با کلامی نورانی از رسول گرامی اسلام – حضرت محمد (صلّی الله علیه وآله وسلم)- زینت می دهیم و آن را حسن ختام می بخشیم:
أحْسِنُوا ظُنُونَکُمْ بِإخْوانِکُمْ تَغْتَنِمُوا بِها صَفاءَ الْقَلْبِ وَ نَقَاءَ الطَّبْعِ.
به برادران مؤمن خود خوش گمان باشید زیرا حسن ظن به مؤمن موجب صفای دل و پاکی طینت شما است.
آری اگر اتحاد ملی عنصر اساسی حیات مادی و معنوی یک جامعه و تکامل آن بستگی به این مهم دارد بدیهی است که هر نوع آفتی که این دستاورد عظیم را خدشه دار کند باید از ریشه سوزاند تعصّب گرایی،شایعه و خبرسازی های غیر واقعی،دیگران را مسخره نمودن و سوء ظنّ از آسیب های تفرقه انگیز یک جامعه است.
 

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Blue Red Oranges Green Purple Pink

Body

Background Color
Text Color

Header

Background Color

Footer

Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family
Direction